تبليغاتX
par30

زندگی را با تو میخواهم

خنده های دل نشین را

غصه های دل حزین را

گریه های پر طنین را

زندگی را با تو میخواهم

جز تو هرگز با کسی از عشق نخواهم گفت باور کن مرا.............!

                                                                                (سرباز کوچک)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 2:11  توسط amperatoor | 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوز اولین زمزمه هاي عاشقانه ات درگوشم است.

 

چگونه فراموشت كنم

 وقتي هنوزگره خوردن دستهايمان رادرهم حس مي كنم.

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزعشقت دروجودم زنده است.

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزنمي توانم صبح ام رابي يادت شب كنم.

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزالفباي زندگي ام راعشق تودربرگرفته است.

 

چگونه فراموشت كنم

 وقتي هنوزمهتابي ترين شبهايم خاطرات باتوبودن است.

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزآسمان شبهايم ستاره باران نگاه توست.

 

چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوزسكوت مرگبارم حكايت ازعشق تودارد.

 

 چگونه فراموشت كنم

 وقتي هنوزچشمانم انتظار آمدنت رامي كشد.

 

چگونه فراموشت كنم

 وقتي هنوزلبهاتم به ازتوگفتن عادت كرده است.

 

 چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوز رگهايم ازخون توآكنده است.

 

 چگونه فراموشت كنم

 وقتي هنوز گرمي  تنم رامديون وجودتوام.

 

 چگونه فراموشت كنم

وقتي هنوز سلسه ي اعصابم ازعشق توواكنش مي گيرد.

 

 چگونه فراموشت كنم

 وقتي هنوزآسمان قلبم ازوجودت مهتابي است.

 

 من كه همه چيزم ازتوست چگونه فراموشت كنم .

 

                        چگونه فراموشت كنم

                                 وقتي هنوزفراموش كردن را به من نياموختي............؟؟!!

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 22:10  توسط amperatoor | 

برای تو می نویسم

 

به پستوی خاطراتت سری بزن

 

آنقدر از کلمه ها دور بوده ای که برخی از واژه ها

 

سالهاست خوابیده اند

 

از دوستت دارم شروع کن

 

این بهترین کلام برای شروعی دوباره است

 

برای تو می نویسم

 

 که در تن خسته و رنجورم با نیروی عشقت

 

 حس نشاط و زندگی را آفریدی

 

برای تو می نویسم

 

که تنها با کلامت آشنایم و با چهره ات بیگانه

 

فقط این را می دانم

 

که کسی هست که نور امید را در دلم کاشته است

 

و انرژی خاصی را در تنم دمیده

 

تا با قدرتی خاص به سوی لشکری از مشکلات زندگی هجوم آورم

 

امیدوارم که همیشه شاهد حضورت باشم

 

چه در واقعیت  ........    چه  خیال.......!!

 

واین را بدان که دیوانه وار دوستت دارم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 22:8  توسط amperatoor | 

دوستت دارم

 بی آنکه مرا دوست داشته باشی

دوستت دارم

حتی اگر به چشمان خیسم بخندی

دوستت دارم

حتی اگر  بی خیال این باشی که دلم شکسته است

دوستت دارم

 حتی اگر دلت از سنگ باشد

دوستت دارم

حتی اگر هیچ احساسی بر من نداشته باشی

دوستت دارم

(با اینکه می دانم در دلت یک دنیا محبت ، یک کهکشان احساس ، ویک دریا عاطفه است.....! )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 22:6  توسط amperatoor | 

تا امدنت بگذار قصه یافتن تو را برای

 

 کسانی که هنوز

 

 پی گمشده خود هستند بگویم

 

بگویم که من تو را میان ستارگان اسمان یافتم

 

انجا که هر شب ستارگان ما را برای دیدنشان

 

 دعوت می کنند

 

 من تو را میان گلهای باغچه یافتم

 

 تا انجا که هر روز شبنمی خندان

 

 به گلها سلام میدهند

 

من تو را میان قاصدکهایی یافتم

 

که هر روز برای دوستدارانت نوید

 

شادی و امید را می دهند

 

در انتظارت ای ترانه نامفهوم

 

 کفشهای غیرتم را در می اورم

 

و در کویر غرورم با پای برهنه راه می روم

 

 تا شاید که تاولهای قلبم را باور کنی ......!

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 1:8  توسط amperatoor | 

سلام مهربانم

 

سلامی که چه رازها در آن نهفته است

 

مهربانم تو را همچو مرجانی ته دریا می بینم

 

 و دوست دارم در کنار تو باشم

 

و دریچه راز خود را به روی تو بگشایم

 

محبوبم

 

ای کاش پرنده مهاجر و خوش آوازی بودم

 

و در دستهای تو آشیانه می ساختم

 

ای کاش قطره اشکی بودم که از فروغ چشمانت تولد می یافتم

 

و بر گونه هایت بوسه می زدم

 

ودر هر گوشه از لبت می رفتم

 

و انگاه برای نوشتن خاطرات مرکب می شدم

 

وسپس مایه وجودت می شدم

 

اما به چه مشغول کنم دیده دل را که تو را می طلبد

 

و دیده تو را می جوید

 

عزیزم سوگند می خورم

 

که بهار را بخاطر زیباییش

 

 و گل را برای بویدنش

 

 و تو را بخاطر احساس پاکی که داری

 

عاشقانه دوست دارم.....!

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 1:2  توسط amperatoor | 

این منم که تو را می خوانم

 

نه پری قصه هستم در آفاق داستان

 

و نه قاصدکی در یک قدمی تو

 

من یک انسانم

 

کسی که همواره به یاد توست

 

سالهاست با رودخانه و آسمان زندگی می کنم

 

برای کفتران چاهی دانه می ریزم

 

و ماه را به مهمانی درختان دعوت می کنم

 

این تویی که مرا در تمام لحظات می بینی

 

می نویسم تا تمامی درختان سالخورده بدانند

 

که تو مهربانترین مهربانی

 

پس آرام و گرم می نویسم که

 

 تا همیشه دوستت دارم.......!

+ نوشته شده در  شنبه 4 خرداد1387ساعت 0:50  توسط amperatoor | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
خرداد 1387
آرشیو موضوعی
عاشقانه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM


www.par30.blogfa.com

اطلاعات شما :

@ Ljava.mihanblog.com